تبلیغات
بینات - ویژگی های مستکبران







.:  کافه پیام
.:  پیگیری پرونده قضایی
.:  من هنوز منتظرم
.:  سرمشق زندگی
.:  دفتر خدمات قضایی
.:  رهرو شهیدان
.:  گروه تواشیح باقرالعلوم
.:  سامانه ثنا
.:  عطر قرآن
.:  عطش عشق
.:  محفل منتظران ظهور موعود
.:  تفاسیر صوتی دکتر محمد علی انصاری
.:  جشنواره وبلاگ نویسی
.:  غرب در نگاه شرق
.:  قران و اهل البیت علیه السلام
.:  مرکز توسعه وبلاگ نویسی دینی خراسان جنوبی
.:  جهان شناسی
.:  کوکتل مولوتف
.:  روضه آنلاین
.:  وبلاگ امام نقی
.:  یا ضامن آهو "جانم فدای امام نقی(ع)"
.:  حزب فقط حزب علی.رهبر فقط سیدعلی
.:  مـاییم و خدای خـودمـان
.:  نور مبین
.:  جانم فدای امام نقی
.:  مطالبی از سراسر اینترنت
.:  امام نقی
.:  امام نقی (ع)
.:  طلایه داران فجر
.:  رباعیــات و غزلیـات دل آوای
.:  محیط مذهبی
.:  بوی سیب
.:  یاد یاران
.:  ستوده
.:  سایت سخن زنده
.:  پایگاه بسیج شهیدان شجاعی
.:  پایگاه شهیدان شجاعی (استان البرز)
.:  فضای م.پ
.:  موسسه قرآنی نفیس ماندگار
.:  وبلاگ مذهبی
.:  صاحب الامر مهدی(عج)
.:  بهترین وبلاگ مذهبی
.:  یا غریب
.:  آفتاب مهربانی
.:  مسجدوحسینیه فاطمه الزهرا (س)
.:  پرشین وب اسکریپت
.:  علقمه
.:  ولایت
.:  وب سایت ظهور
.:  شیعه والپیپرز
.:  مقیمی گرافیک
.:  آسمان گراف
.:  شیعه فوتو
.:  ثامن گرافیک
.:  باروت
.:  حرم فوتو
.:  بی معرفت
.:  محض رضا
.:  راه های رسیدن
.:  تراب
.:  اللهم عجل لولیک الفرج
.:  فاطر
.:  عاشورانامه
.:  دانلود،آپلود،ترفند،آموزش،تفریح و . . .
.:  اس ام اس
.:  خدا همین نزدیکی هاست
.:  دفاع مقدس
.:  خشاب
.:  مقر ابوالفضل
.:  گالری قالب راسخ بلاگ
.:  شیعه پدیا
.:  دوستداران حضرت مهدی (عج)
.:  خدایا دوستت دارم
.:  کانون فرهنگی منتظران فرج
.:  منجی موعود
.:  پرتال قرآن فارسی
.:  مقدس ترین كتاب دنیا
.:  ذاکر کربلا
.:  وب سایت آبادانی
.:  منتظر فرج
.:  دانلودها
.:  تذکرة الاولیا
.:  صــــابــــریــــن
.:  توحیــــــــــــــــد
.:  ***انتظار***
.:  اسلام ناب
.:  خدا معبود من
.:  محض خدا
.:  مائده الهی
.:  معارف قرآنی
.:  ابوالفضلی
.:  نسیم
.:  گلچین90
.:  راه اینجاست ...
.:  چهارسوی علم
.:  اطلاعات وفناوری
.:  درخشندگان نایاب
.:  شگفتی های قرآن
.:  باد شن ، ستاره ها



آمار آمار بازدید
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
آمار وضعیت وبلاگ :
  • تعداد کل مطالب :
  • مدیر بلاگ : پویا
آمار به روزرسانی :


leader site   sadid   بینات   قرآنی   quran pictures   prophet muhammad   بینات  




اگر در اجرای فایل های pdf مشکل دارید نرم افزار زیر را دریافت کنید :

pdfدانلود نرم افزار اجرای فایل های pdf

برای افزایش سرعت دانلود از برنامه زیر استفاده کنید :
idmدانلود نرم افزار IDM

firefox مرورگر محبوب خود را دانلود نمایید :

کرومSafariاپراNetscapeتراولرTheWorldIEفایرفاکس

تدبر در آیات نور |مطلب تصادفی سوره ای از قرآن سفرمجازی به اماکن مذهبی شریفه ای از نور پخش مستقیم اماکن مذهبی دانشنامه مهدویت حدیث روز
ویژه ها
بینات» چرا دنیا را دوست داریم؟

ذکر؛ ما ذکر دنیا را زیاد تکرار می کنیم. مثلا می گوییم پول، پول، پول می خواهم یا ... و با آب و تاب آن را وصف و تصور می کنیم. بنابراین دنیا برای ما ملموس است.
چگونه می توان همانند دنیا و یا حتی بهتر از آن به آخرت و دنیای پس از مرگ دلبسته شد؟...
امام حسین» امّت چه زمانی به سوی امام برمی‌گردد؟

آیا می‌دانید سوره یوسف شرح حال امام زمان (ع) است؟
یوسف چه اشكالی داشت‌ كه برادران یوسف زیر بار او نمی‌رفتند؟! تعصب آنها به قدرت خودشان، مال خودشان، ثروتشان و كارشان بود. آیا امّت با اهل بیت، رفتاری غیر از رفتار برادران یوسف با یوسف كردند؟ ...
قبلی 1 2 بعدی
دشمن شناسیویژگی افراد مستكبر و سركش
در روان‏شناسی شخصیت مستكبران توجه به این اصول و رویكردهای قرآنی لازم و ضروری است. از این‏ رو ما در شناخت این روحیه به آیاتی توجه می‏ كنیم كه نمونه‏ های عینی شخصیت‏ های مستكبران و همچنین شیوه ها و طرح های عملکرد  آنان ، در آن تحلیل و تبیین شده است. آیات بسیاری در تجزیه و تحلیل شخصیت‏ های ایشان وارد شده است تا در نهایت، تبیین درستی از آنان به دست دهد.



29 ویژگی مستکبران
 1- مکر
2- سوگند
3- مظلوم نمایی
4- ظاهرسازی منافقانه
5- تفرقه
6- شایعه پراکنی
7- بمباران تبلیغاتی
8- مبالغه
9- کتمان
10- سفرها و مانورها
11- جلسات مخفیانه
12- اغفال
13- سرمایه گذاری
14- تحقیر
15- همکاری با خارجی ها
16- تهدید
17- ایمان دروغین
18- تضعیف رهبر
19- واژگون کردن امور
20- جاسوس
21- خود را قوی پنداشتن
22- جو سازی
23- تهمت
2
4-سوء استفاده دشمن از القاب دروغین
25- ایجاد ترس و دلهره در میان مؤمنان
26-طعنه و تمسخر احكام مذهبی
27-سخنان فریبنده و عذرخواهی‌ ظاهری
28- تحریك احساسات و مظلوم نمایی
29-جلوگیری دشمنان از شنیدن صدای حق

آنچه فرا روی شماست بخشی از بیانات حجة الاسلام قرائتی در برنامه تلویزیونی درس هایی از قرآن ( مورخه 89/08/13 ) است  که از نظرتان خواهد گذشت :

- در قرآن فرعون‌ها، قارون‌ها، مستكبر هستند.
-  مستكبر چه می‌كند؟
 - روش او چیست؟ طرح‌های فرهنگی دارد.

عناوین طرح های مستکبران و دشمنان اسلام :
  • مكر و حیله و خدعه دشمنان حق
  •  ایجاد تفرقه میان شیعه و سنّی
  • سفرها و ملاقات‌های آشكار و نهان دشمن
  • تحقیر و تهدید، ابزار مستكبران
  • برنامه‌ریزی دشمن برای تضعیف رهبر
  • ایجاد ترس و دلهره در میان مؤمنان



- دانلود دو مقاله در باب دشمن شناسی ( گردآوری توسط بینات ) :

   رفتار شناسی شخصیت مستکبران ( حجم فایل پی دی اف 115 کیلوبایت می باشد )  [لینک منیع مقاله]

   ابلیس و فرعون ( حجم فایل پی دی اف 239 کیلوبایت می باشد )  [لینک منیع مقاله]

 


مكر و حیله و خدعه دشمنان حق
1- یكی از كارهایی كه مستكبرین می‌كنند، مكر است. حیله، قرآن می‌گوید: «وَ مَكَرُوا» (آل عمران/54) دائم توطئه! «یُخادِعُونَ اللَّه‏» (بقره/9)، «مَكَرُوا» یعنی مكر می‌كنند. «یُخادِعُونَ اللَّه‏» یعنی خدعه، كلك می‌زنند. «یُخادِعُونَ اللَّه‏» خدعه.
2- گاهی سوگند می‌خورند. قرآن می‌گوید: «اتَّخِذُوا»، یعنی می‌گیرند، «أَیْمانَهُمْ» یمین، یعنی قسم «جُنَّة» (مجادله/16) یعنی سپر، یعنی زیر سپر قسم خودشان را پنهان می‌كنند. می‌گوید: والله! فكر می‌كند اگر گفت: والله، حرفش درست می‌شود. خیلی‌ها والله می‌گویند، دروغ هم می‌گویند. یعنی با قسم دروغ، راست، نمی‌شود. فكر نكند اگر قسم خورد.
3- گاهی گریه، برادران یوسف كه یوسف را در چاه انداختند شروع كردند زار زار گریه كردند كه او را گرگ خورده است. یعنی چه؟ یعنی بچه‌ها گول گریه هم نخورید. گول سوگند را هم نخورید.
4- گول لباس را هم نخورید. ممكن است كسی یك ریشی دارد، انگشتری دارد، تسبیحی دارد، اینجا جای سجده است. می‌گوید: گول اینها را نخورید. در تاریخ داریم از چهره‌های مذهبی استفاده كردند. در جنگ جمل چهره‌هایی آمدند با علی‌بن ابی‌طالب جنگیدند كه از اصحاب پیغمبر بودند. پس گول قیافه هم نخورید، اینها همه بصیرت است. بصیرت است.
5- شایعه؛ گاهی وقت‌ها یك چیزی را شایعه می‌كنند. می‌دانی چه شد؟ در سایت‌ها می‌آورند. بمباران، قرآن می‌فرماید: «وَ الْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدینَة» (احزاب/60) «مُرجِفون» [رَجَفَ، تَرجُفُ، راجِفه] «رَجَف» یعنی لرزاند. «وَ الْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدینَة» یعنی چه؟ «وَ الْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدینَة» آیه‌ی قرآن است. یعنی در شهر یك اخباری را شایعه می‌اندازند، ولوله می‌اندازند. خبر دارید. ناوگان آمریكا چند متری آمده است. خبر داری؟ بنا است نمی‌دانم چه شود. خبر داری؟ خبر داری؟ یعنی گاهی وقت‌ها یك شبكه‌ی خبرسازی دلهره می‌اندازد. «مُرجِفون»

 ایجاد تفرقه میان شیعه و سنّی
6- تفرقه؛ بین شیعه و سنی، بین محله پایین و محله بالا، بین این زبان و آن زبان، بین لهجه‌ها، نژادها، ملیت‌ها، مذاهب، ادیان، قرآن می‌گوید: یهودی‌ها و مسیحی‌ها، مشتركات دارند. بالاخره یهودی و مسیحی خدا را قبول دارد. قیامت را قبول دارد. بین شیعه و سنی مشتركاتی است. ما قرآنمان یكی است. یك نقطه‌ی قران ما با قرآن سنی‌ها فرق نمی‌كند. یك نقطه‌اش. یك حرفش فرق نمی‌كند. قبله‌ ما یكی است، نماز ما یكی است. پیغمبر ما یكی است. روزه‌ی ما یكی است. حج ما یكی است. تفرقه بین شیعه و سنی.
7- بمباران تبلیغات؛ قرآن راجع به بمباران تبلیغات می‌گوید: «عَنْ أَیْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِم‏» (اعراف/17) یمین یعنی راست، شَمال یعنی چپ،«عَنْ أَیْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِم‏» یعنی از راست و چپ بمباران می كند.
8- مبالغه؛ او ابر قدرت است. شاه ما از سفیر آمریكا می‌ترسید. شاه ما از سفیر آمریكا می‌ترسید. به سفارتخانه‌ی آمریكا كج نگاه می‌كردی، تهدید می‌شدی. بعضی از روحانیون را شهربانی آن زمان، ساواك بردند. گفتند: سه تا كلمه را نگو. علیه شاه صحبت نكن. علیه آمریكا صحبت نكن. علیه اسرائیل هم صحبت نكن. یعنی شاه اسرائیل امریكا. بعد امام آمد فرمود: آمریكا هیچ غلطی نمی‌تواند بكند. تحقیر شد. جاسوس‌های آمریكا را گرفتند. لانه‌ی جاسوسی! عزت آمریكا، آمریكا پوكید. اگر مردم را آزاد بگذارند مسئولین كشور ما بروند یكجا، یا مسئولین آمریكا، مردم همه‌ی دنیا اگر نگویم اكثر دنیا مردمش استقبالشان از مسئولین ما بیش از مسئولین آمریكاست. اینطور نیست. خبری نیست. كاخ است، یكوقت مقام معظم رهبری رییس جمهور بود. رفته بود در سازمان ملل مقاله می‌خواند، در مقاله‌اش در ذهن من اینطور بود. حالا اگر اشتباه نكرده باشم.  كاخی است اما از مقوا! كاخی است از مقوا!
9-كتمان؛ یكی از ابزارشان است. حق را كتمان می كنند. یكی از دانشمندان ایران، اگر اشتباه نكنم آقای رحیم‌پور ازغدی، آمد یك اسنادی را در تلویزیون نشان داد، گفت: اینها سند است، كه فلانی را كه می‌گویند: مخترع حركت زمین گالیله بوده، نخیر مخترع حركت زمین قبل از تولد گالیله فلان دانشمند مسلمان بوده است. مواردی را كه برای مسلمان‌ها بوده آنها كتمان كردند، و من در یك جلسه بودم و كتمان را با چشم‌هایم دیدم.
در یكی از مسابقات ایران نفر اول شد. مثل اینكه در حفظ قرآن. در قرائت و صوت هم ایران نفر اول شد. فشار آوردند گفتند: نمی‌شود كه ایران هم در حفظ قرآن اول شود، هم در صوت، به داور گفتند: الا بالله باید نفر دومش كنی. گفت: بابا آخر نفر اول است! گفت: باشد. دوم! نباید ایران اینقدر عزیز باشد. بعد ایران را نفر دوم كردند، من بودم كه داور امد از ایرانی عذرخواهی كرد. گفت: آقا حق تو را دزدیدم. منتها با زور بود. من از وقتی كه هرجا ایران دوم می‌شود، یك شكی برایم پیدا شده كه نكند اول بوده با زور دومش كردند. یعنی این است، كتمان می‌كنند. حاضر نیستند بگویند: این اول است. حاضر نیستند بگویند: این اختراع را ایرانی كرده است، یا مسلمان‌ها داشتند. كتمان! آیه‌ی كتمان... شما تا نوجوان هستید می‌توانید ده تا كلمه را حفظ كنید. «یَكْتُمُون‏»، یعنی اینها كتمان می‌كنند.

 سفرها و ملاقات‌های آشكار و نهان دشمن
10- سفرها و مانورها؛ گاهی مثلاً یك هیئتی این كشور می روند، آن كشور می‌روند. این كشور می‌روند، آن كشور می‌روند. قرآن یك آیه دارد، شهر در عربی چه می‌شود؟ «مدینه» یك اسم دیگر هم دارد. «بلاد» آفرین! «تَقَلُّب» یعنی حركت، زیر و رو. می‌گوید: «لا یَغُرَّنَّك‏» (آل عمران/196) پیغمبر گول نخوری، اینكه اینها در «بلاد» یعنی در شهرها دارند این طرف و آن طرف می‌روند. یعنی اگر دیدی یك تیمی، یك گروهی، این كشور رفتند، آن كشور رفتند، از این حركت‌ها هم وحشت نكن.
11- جلسات مخفیانه؛ می‌گوید: «یُبَیِّتُون‏» (نساء/81) یعنی چه؟ یعنی یك عده بیتوته می‌كنند، یواشكی جلسه‌ی شبانه می‌گیرند یا «خَلَوْا إِلى‏ شَیاطینِهِمْ» (بقره/14) خلوت می‌كنند. «خَلَوْا» یعنی خلوت می‌كنند. «یُبَیِّتُون‏» یعنی بیتوته می‌كنند.
12- اغفال؛ «كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُون‏» (نساء/102) آنها دوست دارند كه شما غافل شوید.
13- سرمایه‌گذاری؛ «یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ» (بقره/261) سرمایه گذاری می‌كنند.
یك خاطره برای شما بگویم. شاه بچه‌دار شد. یكی از گروه‌هایی كه حالا نمی خواهم اسمش را ببرم یك پزشك روانشناس كودك و تغذیه، دو تا تخصص داشت. هم در روانشناسی كودك، هم در تغذیه، به دربار هدیه كردند. كه اجازه بدهید این بچه‌ی شما زیر نظر این پزشك تربیت شود. تغذیه‌اش هم زیر نظر این دكتر باشد. دكتر خصوصی، بعد می‌دانی چه گفتند؟ گفتند: ما الآن سرمایه‌گذاری كردیم اگر بیست سال روی این بچه كار بكنید، چون آن زمان قدیم اگر پسر شاه بیست سالش می‌شد، می‌توانست شاه شود، گفتند: ما بیست سال روی این بچه كار می‌كنیم توسط همین پزشك، بعد از بیست سال هرچه خواستیم، ایشان برای ما انجام می‌دهد. سرمایه‌گذاری. امروز كه نوزاد است تحت تربیت، تغذیه‌اش را و تربیتش را زیر نظر پزشكی كه ما حقوق او را می‌دهیم. بعد هرچه خواستیم بعد عمل می‌شود. سرمایه‌گذاری! خیلی سرمایه‌گذاری می‌كنند.
من این را بارها گفتم. اگر الآن جوان‌های ایران فرمول هواپیمای اِف 16 را بخواهند، آیا آمریكا فرمول هواپیمای اِف 16 را به دانشگاه ایران می‌دهد یا نمی‌دهد؟ ابدا نمی‌دهد. فرمول پپسی كولا را تا به حال به كسی نداده است. پپسی یك چیز آبكی است. فرمول پپسی كولا را نمی‌دهد. نه فرمول شُلش را می‌دهد، پپسی. نه فرمول هواپیمایش را می‌دهد. اما عكس سكس هرچه بخواهی برایت می فرستد. یعنی چه؟ یعنی دوست دارم تو عیاش شوی، ولی دوست ندارم تو مبتكر شوی. حالا نمی‌خواهد گور پدرشان كه به ما بدهند. اگر خودت هم بفهمی من ناراحت هستم. چرا فهمیدی؟ اصلاً چرا ایران مثلاً انرژی هسته‌ای را دست پیدا كرد؟ آمریكا می‌گوید: من ناراحت هستم كه تو چرا خودت فهمیدی؟ حالا به تو كه نمی‌دهم هیچ! خودت هم بفهمی من ناراحت هستم.
انصافش این است كه جای روز مبارزه با استكبار خالی بود. یك روزی در ایران باید باشد كه بدانند... حالا ما و شما می‌دانیم، حركت امام خمینی هم از اینجا شروع شد. یك قانونی بود، كه اگر سگ آمریكایی اگر یك آمریكایی ساده در ایران تُف بیاندازد در صورت بالاترین شخصیت ایرانی، ایرانی حق اینكه ایشان را محاكمه كند ندارد. فقط باید گزارش بدهد حكومت نمی‌دانم آمریكا، یكی از پرسنل شما در ایران به فلان شخصیت ما جسارت كرد. تذكر بدهید كه این كار تكرار نشود. اما خود ایران حق ندارد كه آمریكایی را بگیرد بگوید: چرا جسارت كردی؟ اینقدر ایران ذلیل بود. اینقدر ایران ذلیل بود.

 تحقیر و تهدید، ابزار مستكبران
14- تحقیر؛ ما را تحقیر كردند. كلاه نَمَد اَه! فوری روستایی‌های ما نَمَد بد است، برداشتند. بعد گفتند: شاپو! به... خوب شاپو همان نَمَد است یك دوری هم دارد. چطور نَمَد، اَه! شاپو، به! لباس بلند، قدیمی‌ها، اُمُّل‌ها، عرب‌ها، كوتاه، كوتاه، كوتاه كردند. خیلی لباس را كوتاه كردند. یك مرتبه گفتند: ماكسی! دو مرتبه یك چیزی درازتر از هر قبایی، هر عبایی، منتها آن لباس بلند ما تحقیر شد، لخت شدیم، دومرتبه با لباس خودشان ما را پوشاندند.
15- همكاری با خارجی‌ها، قرآن می‌فرماید كه: «سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرین‏» (مائده/41) نگاه نكن، خیلی‌ها در ایران هستند گوش به حرف هم می‌دهند اما هر حرفی شنیدند، به خارج خبر می‌دهند. اینها گوش می‌دهند اما مخاطب شما نیستند. در جلسه‌ی شما می‌آیند، حرف‌های پیغمبر را گوش می‌دهند، بعد تمام حرف‌ها را به خارج منتقل می‌كنند. «سَمَّاعُونَ»، سَمع، سَمعَك، «سَمَّاعُونَ» گوش می‌دهند اما «لِقَوْمٍ آخَرین‏» برای یك قوم دیگر. یعنی پای حرف‌های تو نشسته، اما برای جاسوسی نشسته است.
16- تهدید؛ «لَأُقَطِّعَن‏» (اعراف/124) تكه تكه‌تان می‌كنم. فرعون می‌گفت. «لَنُخْرِجَنَّك‏» (اعراف/88) تو را از منطقه بیرون می‌كنم. «مِنَ الْمَرْجُومینَ» (شعرا/116) سنگ‌سارت می‌كنم. با تهدید!
17- ایمان دروغی؛ بعضی‌ها اصلاً ایمانشان تاكتیكی است. خوب گوش بدهید این تهاجم فرهنگی را. الله اكبر! چه كارهایی كه نكردند. گفتند: یك كار بكنیم. بیایید صبح یك عده از دانه درشت‌ها، ایمان بیاوریم. غروب برگردید. دو تا فایده دارد. یكی اگر صبح ایمان آوردید و غروب برگشتید، دیگر یهودی‌ها هوس مسلمان شدن نمی‌كنند. می‌گویند: این علما و دانشمندانی كه صبح رفتند شب برگشتند. پیداست اسلام چیزی در كاسه‌اش نیست. چون اینهایی هم كه صبح رفتند برگشتند. یكی یهودی‌ها هوس مسلمان شدن ندارند، یكی هم مسلمان‌ها دلشان خالی می‌شود. می‌گویند: معلوم می‌شود دین ما غنی نیست. چون علمای یهودی آمدند و غروب برگشتند. پس مسلمان‌ها تضعیف می‌شوند، یهودی‌ها هم تقویت می‌شوند. یهودی‌ها می‌گویند: دین خود ما خوب است، در یهودیت بمانیم، چون آنهایی هم كه صبح رفتند شب برگشتند. پس دین خودمان بهتر است. مسلمان‌ها هم می‌گویند: دین ما معلوم می‌شود آبكی است، چون علمای یهود را سیر نكرد.
آیه نازل شد. پیغمبر صبح یك عده ایمان می‌آورند. به مسلمان‌ها بگو: با ایمانشان خوشحال نشوید. اینها ایمانشان تاكتیكی است. غروب هم برمی‌گردند. نه از آمدنشان خوشحال شوید، نه از رفتنشان. مثل اینكه مثلاً یك عده می‌خواهند جلسه‌ی ما را به هم بزنند. می‌گویند: بیایید برویم وسط سخنرانی آقای قرائتی بنشینیم. حالا چند تا از دانه درشت‌های علمی می‌آیند و می‌نشینند. یك مرتبه وسط سخنرانی من، ده دقیقه می‌نشینند بلند می‌شوند بیرون می‌روند. این دو تا فایده دارد. یكی آنهایی كه بیرون هستند داخل نمی‌آیند. می‌گویند: برو ببین بزرگان ما رفتند برگشتند. پیداست قرائتی حرف حسابی ندارد. چون آنهایی هم كه رفتند، برگشتند. یكی هم شما می‌گویی: چه شد این ها رفتند. معلوم می‌شود قرائتی حرف حسابی ندارد. دو تا فایده دارد. می‌گوید: ایمان تاكتیكی، اسمش هم این است. روز در عربی یعنی چه؟ «نهار»، «وَجْهَ النَّهارِ» (آل عمران/72) یعنی چاشتی، چاشتی ایمان بیاورید، «وَ اكْفُرُوا» یعنی كافر شوید، «آخِرَه» آخرش. یعنی طرف صبح ایمان بیاورید، آخر روز كافر بشوید. ایمان تاكتیكی.
خوب بحث من چیست؟ بحث من این است كه چیزی، كلكی، حقه‌ای، توطئه‌ای، جنایتی نیست مگر اینكه همان جنایت در قرآن آمده است. اینكه می‌گویند: قرآن برای نماز و روزه نیست. حدود 500 آیه‌ی سیاسی در قرآن داریم. امروز می‌خواهم دو سه آیه‌ی سیاسی برایتان بخوانم. پس یكبار دیگر بگویم. بسم الله الرحمن الرحیم. حیله «مكروا»، سوگند «أَیمان»، گریه «یَبكون»، «بُكاء» گریه، استفاده از شخصیت‌ها، جنگ جمل، شایعه... حالا من امتحان هوش نمی‌توانم بكنم. می توانید بگویید عربی شایعه چه بود؟ «مُرجِفون» یعنی شایعه كه دل‌ها خالی شود. كتمان «یَكتُمون»، مانور، سفرها «فی البِلاد»، جلسات مخفیانه، اغفال، سرمایه‌گذاری، تحقیر، رابطه با خارجی‌ها، تهدید و ارعاب، ایمان دروغكی، ایمان تاكتیكی، صبح بیایند و غروب كافر شوند. اینها یك سری از كارهای دشمن است. دیگر چه؟ 

برنامه‌ریزی دشمن برای تضعیف رهبر
18- تضعیف رهبر؛ قرآن می‌گوید كه: 1- می گفتند: پیغمبر یك كسی یادش داده است. عربی‌هایی كه می‌خوانم آیه‌ی قرآن است. ترجمه‌اش را هم شما می‌فهمید. «یُعَلِّمُهُ بَشَر» (نحل/103) یعنی یك بشری به پیغمبر «یُعَلِّمُ» تعلیم می‌دهد. یعنی حرف‌های پیغمبر وحی نیست. یك كسی یاد او داده است.
2- «أَعانَهُ عَلَیْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ» (فرقان/4) یك قوم دیگری پشت پرده یك قومی دارند به او حرف‌ها می‌رسانند.
شاعر، شعر می‌گوید. كاهن، پیشگویی می‌كند. ساحر، جادوگر است. به پیغمبر شاعر، كاهن، ساحر، شاگرد یك بشر، انواع تضعیف‌ها، «أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ صالِحاً مُرْسَل‏» (اعراف/75) اصلاً از كجا پیغمبر است؟ تضعیف رهبر! و تضعیف رهبر خیلی در قرآن روی آن عنایت شده است.
پیغمبر ما روز جمعه نماز جمعه می‌خواند، ایستاده بود خطبه می‌خواند. یك گروهی جنس آوردند بفروشند. وقتی می‌خواستند جنس بیاورند بفروشند، یك طبلی هم زدند. تا صدای طبل جمعه بازار بلند شد، همه‌ اینهایی كه پای نماز جمعه بودند رفتند فقط 12 نفر نشستند. آیه نازل شد. من آیه را می‌خوانم بعضی كلماتش را می‌فهمید. «اذا» یعنی چه؟ «وَ إِذا رَأَوْا» رؤیت یعنی چه؟ «وَ إِذا رَأَوْا تِجارَة»، «تجارة» یعنی تجارت. «أَوْ لَهْواً» لهو هم یعنی لهو و لعب. «وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَیْها» (جمعه/11) به سمتش دویدند. «وَ تَرَكُوكَ قائِماً» تو را تنها گذاشتند. نمی‌گوید: نماز را رها كردند. نمی‌گوید: خطبه را رها كردند. می‌گوید: «وَ تَرَكُوكَ» یعنی رهبر را رها كردند. پیداست تنها گذاشتن رهبر از رها كردن نماز خطرش... اینها وقتی صدای طبل شنیدند، خطبه را رها كردند، نماز را هم رها كردند. رهبر را هم رها كردند. سه چیز را رها كردند. تا صدای جنس را شنیدند بلند شدند رفتند. هم خطبه را رها كردند، هم نماز را رها كردند، هم رهبر را. اما قرآن نمی‌گوید: «وَ تَرَكُوها» خطبه را رها كردند. «تَرَكُوها» صلاة را رها كردند. می‌گوید: «تَرَكُوكَ» رهبر را رها كردند. پیداست رها كردن رهبر، تنها گذاشتن رهبر، از رهاكردن نماز خطرش بیشتر است.
19- واژگون كردن امور؛ «قَلَّبُوا لَكَ الْأُمُور» (توبه/48) چیزها را واژگون می‌كنند. الله اكبر! زمان شاه بود. انقلاب شروع شد. به دست خود شاه سینمای آبادان را سوزاندند. عده‌ای هم درون آن سوختند كه به مردم بگویند: این خمینی كه آمده می‌خواهد انقلاب كند، هرچه جوان سینما رو است زنده زنده می‌سوزاند. امام كه از پاریس آمد فرمود: ما با سینما مخالف نیستیم. با فساد مخالفیم. یعنی چه؟ چون او می‌خواست بگوید: اگر حكومت دست آخوندها بیافتد، یا ولایت فقیه اگر شود، هرچه جوان در سینما است زنده زنده می‌سوزاند. یك سینما را سوزاند، چهره را «قَلَّبُوا لَكَ الْأُمُور» یك خاطره برای شما بگویم.
چهار امام ما در مدینه در قبرستان بقیع است، گنبد و بارگاه هم داشتند. گنبد و بارگاه ائمه‌ی بقیع را خراب كردند. مردم ایران در خیابان ریختند، راهپیمایی. رضاشاه عكس گرفت، خارج فرستاد. گفت: مردم ایران در خیابان ریختند، كه ما قاجاریه را نمی‌خواهیم، پهلوی را می‌خواهیم. «قَلَّبُوا لَكَ الْأُمُور»! یعنی چیزها را واژگون می‌كنند.
20- جاسوس؛ گاهی به اسم سم‌پاشی می‌آیند و تمام سوراخ‌های خانه ما را یاد می‌گیرند. گاهی به اسم سم‌پاشی درخت‌ها، گاهی به اسم مستشار خارجی، گاهی به اسم جهانگرد، وجب به وجب زمین ایران را حساب می‌كنند. وجب به وجب، فرمول پپسی‌اش را یاد ما نمی‌دهد، فرمول هواپیمای اِف 16 را یاد ما نمی‌دهد، اما سكسش را برای ما می‌فرستد. یا با ماهواره، یا با اینترنت، یا با سی‌دی. مجانی هم می‌دهد. هرچه سكس بخواهی مجانی به شما می‌دهند. اما یك فرمول علمی بخواهی یاد شما نمی‌دهند. كافی نیست برای اینكه بچه‌های ما بفهمند آمریكا با ما دشمن است. اسرائیل با ما دشمن است. این چه قانونی بود تصویب شد كه اگر پست‌ترین آمریكایی در ایران به شریف‌ترین مردم ایران تف بیاندازد فوری باید دستمال كاغذی‌اش را دربیاورد، جای آب دهانش را پاك كند. بگوید: گزارش بدهید كه بگویند: این كار تكرار نشود. این حرف‌ها نیست. اسلام می‌گوید: در مقابل ظلم باید بایستی. به پیغمبر گفتند: ابتر، یعنی بی‌عقبه! فرمود: «إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ» (كوثر/3) خودت ابتر هستی. ننه و جد و آبادت ابتر است. قرآن می‌گوید: به مؤمنین گفتند: خُل! اینها كه ایمان آوردند خُل هستند. فرمود: «أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ» (بقره/13) خودشان خُل هستند. باید برخورد كرد.
شما نگاه كنید در عراق یك خبرنگار یك لنگه‌كفش پرت كرد. چقدر این در دنیا صدا كرد. زینب كبری یك ساعت و نیم در حكومت یزید، در كاخ یزید، در مركز پایتخت یزید یك ساعت و نیم یزید را به رگبار بست، با چه كلماتی. همه‌ی هفتاد میلیون ایران شاید یك نفر نباشد یكی از این كلمات را بگوید؟ می‌دانی چه گفت؟ گفت: «لَا أَبَا لَكُم‏» ای بی‌پدر! زینب كبری كربلا رفته، برادرش را كشتند، دو تا از جوان‌هایش را كشتند، زینب كبری برادر امام حسین، خواهر امام حسین فقط نیست كه امام حسین را بكشند. دو تا از جوان‌های خودش هم كشته شد. هجده تا شهید داد، هفتاد و دو تا هم یاران برادرش، بعد اسیر شد، زجر كشید، بعد آمد گفت: ای بی‌ پدر! «قُبْحاً لَكَ»، «تَبّاً لَك‏» یك سخنرانی كرد، یك ساعت و نیم حكومت یزید را در كاخ یزید به رگبار بست. این را می‌گویند: زن آزاد! اگر بنا است از زن صحبت شود، باید از شجاعت زن صحبت شود. وگرنه حالا مصرف ماتیك زن زیاد شده است. مصرف لاك ناخنش زیاد شده است. نمی‌دانم بی‌حجابی‌اش بیشتر شده است، زن زنی است كه بتواند یك رژیم را زیر و رو كند. آن هم كجا؟ در كاخ. زینب كبری طوری با خانم یزید صحبت كرد، استدلالی، با خانمش استدلالی صحبت كرد، در سخنرانی‌اش طور دیگر گفت. حماسی غیر استدلالی است. با خانمش طوری صحبت كرد، كه یزید كه آمد غذا بخورد، خانمش گفت: پست‌ترین فرد تو هستی. تو نكبتی، تو بدبختی! دید عجب، انقلاب از خانه‌اش سبز شد. پسر یزید علیه پدرش شد. زن یزید علیه پدرش شد. این را زن می‌گویند. اگر قرار است از زن گفته شود، زنی كه حقش را بگیرد و از كسی نترسد.
21- خود را قوی دیدن؛ خیلی‌ها خودشان را قوی می‌دانند. «وَ نَحْنُ عُصْبَة» (یوسف/8) مثل برادران یوسف، می‌گفتند: ما یازده نفر هستیم. چرا پدر ما یوسف را دوست دارد؟ یوسف از ما كوچكتر است. ما یازده برادر 120 كیلویی، او یك بچه ی 13 كیلویی را دوست دارد. كیلویی حساب می‌كردند. «وَ نَحْنُ عُصْبَة» ما قوی‌تر هستیم. ببین بازو را! «وَ نَحْنُ عُصْبَة» به قدرتشان می‌نازیدند.
22- جو سازی؛ اگر به شما بگویند: جو سازی داریم یا نه؟ می‌گوییم: بله، وقتی یوسف را در چاه انداختند، پیراهنش را با خون قاطی كردند. پیراهن را خونی كردن، یعنی چه؟ یعنی جو سازی. یعنی طوری صحنه را طراحی كنیم، جو سازی. «دَم» یعنی خون. «بِدَمٍ كَذِبٍ» (یوسف/18) یعنی خون دروغی. جوسازی، به هر حال، اینها كارهایی است كه ما در مقابل آنها باید قاطعیت داشته باشیم. دشمن را بشناسیم. و بدانیم كسی ما را دوست ندارد.
23- تهمت؛
24- سوء استفاده دشمن از القاب دروغین
القاب؛ گاهی با یك القاب، دموكراسی، دموكراسی همان چیزی است كه می‌گوییم: «وَ أَمْرُهُمْ شُورى‏ بَیْنَهُم‏» (شوری/38) با كلمه‌ی دموكراسی، با كلمه‌ی «إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُون‏» (بقره/11) ما می‌خواهیم اصلاح كنیم. گاهی وقت‌ها كلمه حق است. در مقابل امیرالمؤمنین در این مختارنامه هم شب‌ها نشان می‌دهد. یك مرتبه شعار دادند، گفتند كه: «لا حكم الا لله»! «لا حكم الا لله» یعنی نه علی، نه معاویه، فقط خدا! حضرت فرمود: بله، «كَلِمَةُ حَقٍ»! حرف درستی است اما «یراد به الباطل» گاهی وقت‌ها آدم یك كلمه‌ی حقی را می‌گوید: اما هدفش باطل است. مثل اینكه من دارم سخنرانی می‌كنم، شما می‌گویی: «اللهم صل علی محمد و آل محمد» خوب صلوات می‌فرستی اما می‌خواهی منبر مرا خراب كنی. گاهی ممكن است آدم  الله اكبر بگوید. سبحان الله بگوید. قرآن بخواند.
امام زین‌العابدین در مسجد شام چنان سخنرانی كرد كه یزید هم نشسته بود اِ... رفته روی منبر رژیم بنی امیه را دارد هوا می‌كند. چه كند؟ از منبر پایین بكشد؟ بدتر می‌شود. گفت: مؤذن بلند شو اذان بگو. او بلند شد گفت: الله اكبر! می‌خواست با الله اكبر جلوی سخنرانی امام سجاد را بگیرد. مذهب علیه مذهب، چشمانتان را باز كنید. معاویه قرآن سر نیزه كرد كه مردم بگویند: نه دیگر قرآن سر نیزه كرده معلوم می‌شود اینها مسلمان هستند، ما باید گوش بدهیم.
منافقین در مدینه مسجد‌ ضرار ساختند. پیغمبر فرمود: مسجدشان را خراب كن. اینها یك مسجد ساختند تا بروند در قالب مسجد حرف‌هایشان را بزنند. این خانه تیمی است. این جاسوس‌خانه است. اسمش را مسجد می‌گذارند.
حتی به اسم ورزش. برادران یوسف وقتی می‌خواستند یوسف را از بابا بگیرند گفتند: چه كنیم كه یوسف را بابا به ما تحویل بدهد؟ گفتند: به او بگوییم: یك نوجوان است. نوجوان می‌خواهد ورزش كند. آیه‌ی ورزش «أَرْسِلْه‏» آیه‌ی قرآن است. «أَرْسِلْهُ مَعَنا» (یوسف/12) «مَعَنا» را می‌دانید یعنی چه؟ او را بفرست با ما برویم. «یَرْتَع‏» مراتع برویم. برویم بچریم. «وَ یَلْعَب‏» یك خرده بازی كند. لهو ولعب! این آیه‌ی قرآن است. یوسف را بفرست با ما بیرون برویم، «یَرْتَعْ وَ یَلْعَب‏» هم برویم تاب بخوریم، هم ورزش كنیم. یعنی نگفتند: بابا یوسف را به ما بده او را در چاه بیاندازیم. خوب نمی‌دهد. باید با یك القاب، لقب چه؟ لقب نیاز به قدم زدن هست. نیاز به ورزش هست. «أَرْسِلْهُ مَعَنا» ما باشیم. گفتند: «إِنَّا لَهُ...» اینهایی كه می‌خوانم آیه‌ی قرآن است. «إِنَّا لَهُ لَناصِحُون‏‏» (یوسف/11) ما ناصح، نصیحت، ما خیرخواه او هستیم. «إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ» (یوسف/12) ما یوسف را حفظ می‌كنیم. ببینید نصیحت یعنی خیرخواهی، ما خیرخواه او هستیم. ما محافظ او هستیم. ما باشیم. نوجوان است. نوجوان نیاز به قدم‌ زدن دارد. نوجوان نیاز به ورزش دارد. با القاب خوب، با القاب خوب.
چقدر برای شیرهای خشك تبلیغ كردند؟ مادرها دائم شیر خشك به بچه‌ها دادند. حالا چند سال است در ایران كنگره می‌گیرند، حالا هم كنگره بین‌المللی شده است. چند تا از این كنگره‌ها را هم من رفتم و سخنرانی كردم كه فهمیدند شیر خشك چه ضررهایی دارد و ما متوجه نبودیم. آنچه اسلام می‌گوید، خدا مرا ساخته است. او كه مرا ساخته است می‌داند بهترین غذا برای من چیست؟ بهترین غذای مرا در سینه‌ی مادر قرار داده است. آنوقت ما شیر مادر را حذف می‌كنیم، شیر خشك می‌دهیم. بعد از ده‌ها سال حالا دكترها جمع می‌شوند، ای وای به ما! كلاه سرمان رفت. القاب!
كلمات چند پهلو؛ گاهی وقت‌ها یك كسانی كلمات چند پهلو می‌گویند. قرآن می‌فرماید كه: «فَیَتَّبِعُونَ ما تَشابَه‏» (آل عمران/7) كلمات متشابه می‌گویند.
زمان شاه سرباز كه می‌گرفتند، بعضی‌ها كه بچه‌دار می‌شدند، می‌ترسیدند. فكر بیست سال دیگر را می‌كردند، می‌گفتند: بیست سال دیگر این را خواهند گرفت. می‌خواستند از سربازی فرار كنند. اسمش را عزت می‌گذاشتند. پلیس كه می‌آمد می‌گفت: بابا عزت اسم دختر است. یعنی یك كلماتی می‌گفتند كه هم به پسر بخورد، هم به دختر بخورد. عزت، عصمت، كلمات چند پهلو برای اینكه بتوانند فرار كنند. اینكه به منافق می‌گویند: منافق، «نفقا» یك موشی است، روی زمین دو سوراخ می‌گذارد. یك سوراخ این طرف، یك سوراخ آن طرف. كه هركس بخواهد برود، از هر كدام بخواهد برود، فرار كند. كلمات چند پهلو.
مذهب علیه مذهب، برای مذهب علیه مذهب سه تا مثال زدم. گرفتید یا نه؟ مسجد ضرار. یادتان رفت؟ منافقین در كدام شهر؟ در مدینه مسجد ساختند كه كارهایشان را در مسجد انجام بدهند. اسمش را هم مسجد گذاشتند. مسجد علیه مسجد، قرآن علیه قرآن، معاویه قرآن سر نِی كرد. قرآن علیه امیرالمؤمنین، مسجد علیه مسجد، اذان علیه سخنرانی امام سجاد.
كلمات چند پهلو؛
25- ایجاد ترس و دلهره در میان مؤمنان
-آمار یأس آور؛ یك آیه داریم «إِنَّ النَّاسَ» ترجمه‌ی این را بلد هستید. «إِنَّ النَّاسَ» مردم «قَدْ جَمَعُوا لَكُم‏» (آل عمران/173) جمع شدند. جمعیت آنها زیاد است. شما حریف آنها نمی‌شوید. «جَمَعُوا لَكُم‏» علیه شما جمع شدند. شما حریف آنها نمی‌شوید. آنها خیلی هستند. می‌دانی چقدر موشك دارند؟ می‌دانی چقدر تانك و توپ دارند؟ می‌دانی چند تا هواپیما دارند؟ می‌دانی چند تا لشكر، چند تا گردان، چند تا تیپ دارند؟ آمار وحشت دهنده. حالا در مقابل اینها قرآن یك آیه دارد من دلم می‌خواهد امروز این آیه را شما حفظ كنید. تا حالا نگفتم چیزی را حفظ كنید. ولی این آیه را حفظ كنید. قرآن می‌گوید كه: در یكی از جبهه‌ها كه جمعیت مؤمنین كم بودند شعارشان این بود. گفتند كه: «كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلیلَةٍ» قلیل را كه ترجمه‌‌اش را می‌دانید. «فئة» یعنی گروه. «كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلیلَةٍ غَلَبَتْ» (بقره/249) «غلبت» را هم ترجمه‌اش را می‌دانید. «فِئَةً كَثیرَةً» آیه‌ی قرآن است. یعنی گاهی گروه كم بر گروه زیاد غالب می‌شوند.
یك چیزی به شما بگویم، شاید هم نو باشد. در قرآن یك آیه داریم می‌گوید: بیست بر دویست پیروز است. بیست بر دویست پیروز است. منتها اگر بیست تا مؤمن باشند. بیست عربی‌اش چه می‌شود؟ «عشرون». «عِشْرُونَ صابِرُونَ» یعنی بیست آدم پایدار، مقاوم، «عِشْرُونَ صابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ» (انفال/65) صد «مِاَء» می‌شود. «مِائَتَیْنِ» یعنی دویست. «عِشْرُونَ صابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ» آیه‌ی قرآن است. یعنی بیست بر دویست پیروز است.

26- طعنه و تمسخر احكام مذهبی توسط دشمنان
طعنه؛ نیش به تو می‌زند. شما تا پریروز بالغ نبودی. خانه‌ی عمه و خاله می‌رفتی، دختر عمه‌ها و دختر خاله‌ها رو نمی‌گرفتند. الآن احساس می‌كنی به تكلیف رسیدی. شما می‌گویی: یا الله! بیا تو! دیگر خیال می‌كند مرد است! بیا تو! (خنده حضار)
ببینید من تو را بزرگ كردم. تو از بچگی پیش ما بزرگ شدی. حالا ادعای مردی می‌كند برای ما یا الله می‌گوید. قرآن آیه دارد. می‌گوید: «طَعَنُوا» طعنه می‌زنند. «فی‏ دینِكُم‏» (توبه/12) تو می‌خواهی بگویی من دین دارم. به تو نیش می‌زند. خانم تو بهتر، قیافه‌ات بهتر بود. حالا خوب با حجاب شده‌ای. شیخ شدی؟ اُمّل شدی؟ دو تا متلك به دختر می‌گویند، از حجاب و عفافش دست بردارد. دو تا متلك به شما می‌گویند، كه شما مثلاً وارد خانه می‌شوی یا الله نگویی. دو تا متلك به آدم می‌گوید، مواظب باشید. در قرآن یك آیه داریم. چقدر امروز آیه‌های آسان به ذهن من می‌آید. مثل اینكه خدا می‌داند شما نوجوان هستید آسان گرفته است. این آیه را ترجمه كنید. «لا یَخافُون‏» خوفی ندارند. «لَوْمَةَ لائِم‏» (مائده/54) «لوم» یعنی ملامت. یعنی از ملامت‌ها خوفی ندارند. هرچه می‌خواهی متلك بگو.
یك قصه برایت بگویم. كسی سوار اسب بود. از قاهره اسبی اجاره كرد روی اسب نشست مثلاً عباسیه منطقه‌ی فلان چند كیلومتری برود. این آقا هم اسبش را اجاره داد. مسافر سوار شد. پول را گرفت در جیبش گذاشت و افسار را دارد می‌برد، منتها همینطور كه این صاحب شتر، مسافركشی می‌كند همینطور یك چرت و پرت هم به این مسافر می‌گوید. هی گفت و گفت. یك نفر رسید دید عجب! خیلی دارد صاحب اسب، صاحب شتر خیلی دارد به این مسافر متلك می‌گوید. گفت: آقای مسافر! می‌فهمی به تو چه می‌گوید؟ گفت: بله! گفت: به تو چه می‌گوید؟ گفت: دارد مرا فحش می‌دهد. گفت: خوب بگو: ننه‌ات است. بابات است. جد و آبادت است. بیا از مشرق، مغرب، شمال، جنوب، بالاخره او را بزن. (خنده حضار) آخر همینطور مثل بت نشستی. هرچه می‌خواهد به تو می‌گوید. گفت: آقا بیا. شما كه می‌گویی: پایین بیایم از شتر و او را بزنم. به من بگو: این جاده چه جاده‌ای است؟ گفت: جاده، جاده‌ی عباسیه! گفت: من هم می‌خواهم عباسیه بروم. اگر ایشان مرا به مقصد می‌رساند، بگذار هرچه می‌خواهد بگوید، بگوید.
ممكن است شب امتحانی مسخره‌ات كنند. شما بگو: عروسی خاله، دختر خاله، عمه، فلان، فامیل، بگو: آقا عروسی هست اما من فردا امتحان دارم. خواهند گفت: كجاست؟ بگویند: كجاست! چرا نیامده؟ بگویند: چرا نیامده؟ من امتحان دارم. كسی كه امتحان دارد كه نمی‌تواند سرنوشتش را بند به یك عروسی كند. من بنده‌ی خدا هستم، خدا از من نماز خواسته است. حالا همه نشستند، همه بنشینند. اصلاً اگر تنها بودی ارزش داری. خط‌شكنی. پیغمبر ما سه سالش بود. مربی یك چیزی اینجا آویزان كرد. گفت: این چیست آویزان كردی؟ گفت: این را آویزان كردم كه حفظت كنم. فوری كند و دور انداخت. گفت: حافظ من خداست. چون گفت: حافظ من خداست، این پیداست چهل سالگی هم بت‌ها را می‌شكند. چون كسی كه چهل سالگی می‌خواهد بت بشكند، در سه سالگی هم آثار كار در او هست. الآن اگر شما جرأت نمی‌كنی یك الله اكبر بگویی، خوب فردا هم نمی‌توانی در جامعه داد بزنی. باید این عرضه‌ها را داشته باشیم.
27- سخنان زیبا و فریبنده و عذرخواهی‌های ظاهری
سخنان زیبا؛ «زُخْرُفَ الْقَوْل‏» (انعام/112) قرآن «زُخْرُفَ» یعنی طلا، در قرآن سوره‌ای به نام «زخرف» داریم. «زُخْرُفَ الْقَوْل‏» یعنی حرف‌ها طلایی است. یعنی خیلی قشنگ حرف می‌زند. اما مایه ندارد.
عذرخواهی ظاهری؛ دخترها و پسرها گاهی وقت‌ها یك كسی عذرخواهی می‌كند، می‌گوید: آقا عذرخواهی كرد ولی فایده ندارد. در قرآن یك آیه داریم می‌گوید: «یَعْتَذِرُونَ إِلَیْكُمْ» (توبه/94) اینها عذرخواهی می‌كنند، اما عذرخواهی‌شان واقعی نیست. قلباً پشیمان نشدند. به زبان می‌گویند: اشتباه كردیم كه شما با آنها كنار بیایید. اینها تاكتیك‌ها است. عذرخواهی ظاهری...
به رخ كشیدن؛ گاهی یك چیزی را به رخ می‌كشند. فرعون می‌گفت: «أَ لَیْسَ لی‏ مُلْكُ مِصْر» (زخرف/51) آیا ملك مصر برای من نیست. نگاه نمی‌كنید كاخی! «وَ هذِهِ الْأَنْهار»، «اَنهار» یعنی نهرها، «تَجْری» جاری است. «مِنْ تَحْتی» نمی‌بینید نهرها در كاخ من دارد می‌رود. نهرها را نمی‌بینید. ‏«أَ لَیْسَ لی‏ مُلْكُ» حكومت را نمی‌بینید. گاهی وقت‌ها می‌خواهد... به رخ كشیدن. «نَحْنُ أَكْثَرُ» (سباء/35) آیه‌ی قرآن است. عربی‌هایی كه می‌خوانم در قرآن است. «نَحْنُ أَكْثَرُ» ما جمعیتمان بیشتر است. «أَ لَیْسَ لی‏ مُلْكُ مِصْر» گاهی به رخ می‌كشد. به رخ می‌كشد. ما باید مواظب باشیم زرق و برق‌ها ما را گول نزند.
یك زندگی‌های نكبتی... من در كتاب مطهری خوانده بودم، كه آمریكا طلاق گرفتن مثل تاكسی گرفتن در ایران است. یعنی اینقدر به راحتی زن و شوهر از هم ... این را در كتاب مطهری خواندم. خودم آمریكا رفتم، دیدم بله به من گفتند: این خانم‌هایی كه این طرف نشستند با این مردها، اینها همه از هم طلاق گرفتند. یعنی نه همه، بسیاری از آنها زن‌های مطلقه هستند. چرا؟ برای اینكه آنجا می‌گویند: تا زن تلفن می‌كند به تشكیلاتشان كه آقا این شوهر با من توافق ندارد. من او را نمی‌خواهم. این چیست، یا مثلاً جسارت كرده است. با مختصر بهانه‌ای پلیس می‌آید، زن و شوهر طلاق می‌گیرند. بعد هم اموال شوهر را نصفش را می‌گیرند به خانم می‌دهند. خانم می‌گوید: خوب شد، از شوهر جدا شدیم، پول هم آزادیم. دو شب سینما می‌رود. دو شب پارك می‌رود. دو شب، بعد می‌بیند بچه می‌خواهد. شوهر می‌خواهد. همینطور می‌ماند. زندگی‌شان را به خاطر یك رفاه زودگذری متلاشی می‌كنند.
28- تحریك احساسات و مظلوم نمایی دشمنان
تحریك احساسات؛ مظلوم‌نمایی، گاهی افراد مظلوم‌نمایی می‌كنند. برادرهای یوسف كه یوسف را در چاه انداختند و آمدند و قحطی شد و رفتند گندم بگیرند، یوسف یكی از برادرها را... یوسف گفت: دفعه‌ی بعد می‌آیید آن برادرهایتان را هم بیاورید. آمدند نزد پدر كه «مُنِعَ مِنَّا الْكَیْل» (یوسف/63) ‏این مظلوم نمایی است. یعنی دیگر به ما گفتند: اگر دفعه‌ی دوم بیایید اگر برادرتان را نیاورید، ما گندم به شما نمی‌دهیم. یعنی ما الان گرسنه هستیم. یا این برادر را هم با ما بفرست بیاید، یا دیگر ما باید از گرسنگی بمیریم. «مُنِعَ مِنَّا الْكَیْل‏» كیل یعنی پیمانه‌ی گندم، دیگر ممنوع شده است. مگر اینكه ما برادرمان را ببریم.
تحلیل ناروا؛ می‌نشینند یك چیزهایی می‌گویند كه پایش به جایی بند نیست. یك شاعری شعر گفت: معنایش این بود. «بی تو مزرعه آب نخورد *** بی تو شیشه می نخورد» گفتند: غرضش چیست؟ «بی تو مزرعه آب نخورد *** بی تو شیشه می نخورد» گفتند: فارسی كنید. به عرفا دادند، گفتند: والله این غرض عشق است. یعنی بدون عشق هیچ كاری پیش نمی‌رود. به فیلسوف‌ها دادند، گفتند: غرض استدلال و برهان و منطق عقلی است، بدون منطق و استدلال كسی نمی‌تواند حرفش را به كرسی بنشاند. دادند به اداره‌ای‌ها، گفتند: رشوه است تا رشوه نباشد كار پیش نمی‌رود. دادند به بازاری‌ها گفتند: تا پول نباشد كار پیش نمی‌رود. دادند به آخوندها، آخوندها گفتند: این غرض توحید افعالی است. یعنی بدون اراده‌ی خدا هیچ كاری پیش نمی‌رود. هركس یك چیزی گفت. نزد خود شاعر رفتند گفتند: آقا ببخشید! این شعر كه گفتی غرض شما چه بود؟ «بی تو مزرعه آب نخورد» گفت: غرض من بیل بود. بدون بیل نمی‌شود آبیاری كرد. «بی تو شیشه می نخورد» گفت: غرض من قیف بود. چون اگر قیف نباشد، نمی‌شود چیزی را در شیشه كرد. اینقدر یك چیزهایی می‌گویند، تحلیل‌هایی كه پای آن به هیچ‌جا بند نیست. پای آن به هیچ‌جا بند نیست. چنین می‌شود، بعد چنین می‌شود. این كه دیدید چنین شد. غرضش اینطور بود. عینك سرخ می‌گذارد، همه‌ی شلغم‌ها را لبو می‌بیند. عینك سبز می‌گذارد، همه‌ی كاه‌ها را علف می‌بیند. با یك كسی خوب است، همه بدی‌هایش را هم خوب می‌بیند. با یك كسی بد است، همه‌ی خوبی‌هایش را هم بد می‌داند. تحلیل‌ها!
می‌گفت: می‌دانی چرا قد زن‌ها كوتاه‌تر از مردها است؟ چون زن چادر سر می‌كند، دائم اینچنین می‌كند، كوتاه می‌شود. (خنده حضار) یعنی واقعاً به خاطر چادر قد زن كوتاه شده است؟ خوب مرغ هم از خروس كوچكتر است. مرغ كه چادر ندارد. (خنده حضار) تحلیل‌های غلط!
لهو الحدیث؛ قرآن می‌گوید: «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْتَری لَهْوَ الْحَدیث‏» (لقمان/6) آهنگ‌ها و موسیقی‌های حرام؛ بنده اگر موسیقی هم حلال باشد گوش نمی‌دهم. چرا؟ مخ من حیف است. این یك خواننده است، من می‌توانم یك دانشمند شوم. كسی كه می‌تواند یك مخترع شود، یك دانشمند شود، چرا آهنگ گوش بدهیم؟ آقا وزارت ارشاد اجازه داده. اجازه بدهد مگر من نوكر وزارت ارشاد هستم. من یك عمری دارم این عمرم را باید در اختیار یك خواننده بگذارم. حیف است. حیف است. مخ من حیف است. حلال هم باشد، مگر هر حلالی را آدم باید انجام بدهد؟ شما... خودت ورزش كن. من این را بارها در تلویزیون گفتم ولی شاید صد بار دیگر هم بگویم. اشكال این است كه خودتان ورزش نمی‌كنید. نشستید یك كشوری به كشور دیگر گل بزند. همینطور نگاه می‌كند. خودت بلند شو بازی كن. آخر نگاه به بازی برای تو چیزی ندارد. مثل اینكه آدم چهارپایه بگذارد، پول‌های بانك را ببیند. خوب به تو كه نمی‌دهند. ورزش برای بدن لازم است. اما تماشای ورزش دیگران برای تو چه سود؟ یك مقدار وقتمان را تلف می‌كنیم.
29- جلوگیری دشمنان از شنیدن صدای حق
تحریم‌ها؛ می‌گویند: «لا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآن‏» (فصلت/26) به حرف قرآن گوش ندهید.
من یكوقت زندان رفتم. یك چند تا دختر منافق بود. گفتم: شما مرا می‌شناسید؟ گفتند: نه! گفتم: بابا من چند سال است در تلویزیون هستم. گفتند: سازمان به ما گفته كه: بحث‌های تلویزیون نگاه نكنید. ببینید... بابا نگاه كن بگو: حرفت را رد می‌كنم. می‌گوید: نه از اول نگاه نمی‌كنم برای اینكه یك موقع حرف تو در من اثر نكند. می‌گفتند: «لا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآن‏» گوش به قرآن ندهید. اصلاً پنبه می‌زدند دم شهر مدینه، مكه. اینها كه وارد مكه می‌شدند، می‌گفتند: پنبه در گوشت بگذار. یك كسی به نام محمد است كه آیاتی می‌خواند ممكن است تو تحت تأثیر قرار بگیری. حاجی‌ها را در گوششان پنبه می‌گذاشتند، چرا تحریم می‌كنی؟ من می‌خواهم بشنوم. بشنویم اگر پسندیدیم قبول می‌كنیم.
خیال گرایی؛ گاهی وقت‌ها روی خیال مثلاً این صلیب مسیحی‌ها خیال است. كه یك بعلاوه است. فكر می‌كنند حضرت عیسی را به این چوب اعدام كردند، كشتند. قرآن می‌گوید: «ما قَتَلُوه‏» (نساء/157) خیال می‌كنید. عیسی زنده است. «وَ ما صَلَبُوهُ» به دار هم نكشیدند. كس دیگری بود شكل عیسی بود. «وَ لكِن...» عربی‌هایی كه می‌خوانم قرآن است. «وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ» (نساء/157) برای اینها شبهه شد. كس دیگری را جای كس دیگر گرفتند...
دو تا برادر بودند هم شكل بودند. یكی بیرون می‌آمد شیطانی می‌كرد، فرار می‌كرد و در خانه می‌رفت. برادر دیگر خبر نداشت، تا بیرون می‌آمد، او را می‌گرفتند می‌زدند. این متن قرآن است. می‌گوید: عیسی زنده است. عیسی را نكشتند. به دار نكشیدند. «شُبِّهَ لَهُمْ» یك خیال‌هایی است.


 15 آذر 90 - طبقه بندی: معارف قرآن،
فتوبلاگ قرآن What causes burning pain in Achilles tendon?
فتوبلاگ قرآن 16 مرداد 96 12:58 ق.ظ
Hey there! I just wanted to ask if you ever have any problems with hackers?
My last blog (wordpress) was hacked and I ended up losing months of hard work due to no backup.
Do you have any solutions to stop hackers?


فتوبلاگ قرآن مهتاب
فتوبلاگ قرآن 14 مهر 90 11:36 ق.ظ
بسیار مطلب زیبایی بود وبلاگتون واقعا حرف نداره

پاسخ مدیر: نظر لطف شماست .
در پناه قرآن باشید ان شاء الله

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

این سایت را صفحه خانگی خود كنید ! تماس با مدیر سایت ! اضافه کردن این سایت به علاقه مندیها ! لینک RSS
پژوهشنامه قرآنی آنلاین

«بینات» آیینه قرآن است ؛ همان گونه که خداوند قرآن را هدی للناس قرار داد ، "بینات" نیز علاوه بر حفظ جنبه علمی ، مقالاتی کاربردی و قابل استفاده برای مخاطب عام و خاص ارائه نموده است بعون الله تعالی و علیه التکلان.
وب نوشت "بینات" ارتباطی با نشریه پژوهشی بینات ندارد
                                 انه ولی التوفیق


     سبک زندگی  ازدواج در قرآن
     اعتماد به نفس و قرآن  دلیل تمسخر و توهین مقدسات
     بیداری اسلامی و قرآن  اقتصاد






.: مقالات بیشتر در چه موضوعی باشد؟







 :. حتما از این گالری زیبا بازدید نمایید .:

گالری عکس قرآنی


جستجو توسط گوگل

در كل اینترنت
در این وبلاگ
میان صفحات فارسی


 :. در این گروه ، پژوهش های قرآنی ، پاسخ سوالات از قرآن ، دانلود تلاوت و اذان ، اخبار قرآنی و ... ارائه می شود که به ایمیل شما ارسال می گردد  .:
Google Groups
ایمیل خود را وارد کنید :

 :. ارسال مطالب جدید به ایمیل شما .:
آر اس اس بینات
  • پیشنهاد بینات
  • عترت در قرآن
  • معارف قرآنی
  • نگاه نو
  • پاسخ قرآن