![]() |
مصادیق حیا و عفت در قرآن و روایاتبا نظر به زندگی اولیای دین و انسان های باتقوا در می یابیم که داشتن
حیا و عفت تا چه اندازه در نیل به کمالات انسانی و تقرب به پیشگاه الهی
تأثیرگذار بوده و کسب این شایستگی، آنان را به مقامات عالی و دوستی
پروردگار رسانده است تا جایی که نفسشان به دم الهی مسیحا گشته و به موجب
پرهیز از حرام و عفت ورزی، صاحب باطنی پاک و بصیرتی نیک شده و در پهنه عالم
به برکت حضور و وجود آنها، انسانهای بسیاری از شعاع انوار ملکوتی
بهره مند شده و از رنج و عذاب رهایی یافته اند. نمونه بارز عفت و حیا را
می توان در زندگی حضرت یوسف(ع) مشاهده کرد.
در قرآن کریم آمده است که همسر عزیز مصر در بیان علت زندانی کردن یوسف
گفت: من از او تقاضای مراوده کردم و او عفت ورزید، پس او را زندانی کردم.
هنگامی که یوسف این سخن را شنید دست به دعا برداشت و بیان داشت: پروردگارا!
رنج زندان را خوشتر از عمل زشتی میدارم که مرا به آن دعوت میکنند.(1)
در پاکدامنی حضرت موسی(ع) بیان شده: وقتی حضرت شعیب حضرت موسی را دعوت کرد تا به پاس خدمتی که به دخترانش نموده بود ـ آب دادن به گوسفندان ـ از وی قدردانی کند، یکی از دختران گفت: ای پدر، این جوان (موسی) را به کار گیر، زیرا بهترین فرد، قوی و امین است. شعیب در جواب اظهار داشت: قوی بودن او را در موقع آب کشیدن از چاه دیدی ولی امین بودنش را از کجا فهمیدی؟ دختر در توضیح دلیل خویش بیان کرد: وقتی از موسی خواستیم به حضور شما آید پذیرفت. من برای نشان دادن راه خانه، از جلو حرکت میکردم و موسی از پشت سر من میآمد. هنوز مسافتی را طی نکرده بودیم که درخواست کرد جلو برود و من در پشت سرش راه روم. دلیل تقاضایش این بود که باد لباس مرا تکان میدهد و با دیدن این وضع امکان داشت عملی بر خلاف عفت مرتکب گردد.(2) چون حضرت زهرا(س) در بستر شهادت قرار گرفت، روزی به اسما فرمود:
تابوت هایی که جنازه افراد را با آن حمل می کنند دوست ندارم ـ ظاهرا تابوت
آن زمان دیواره نداشته و برجستگی های بدن شخصی که روی آن قرار میگرفته
مشخص بوده است ـ اسما میگوید: به حضرت عرض کردم: زمانی که در حبشه بودم،
مردم برای حمل جنازه تابوتی از چند تخته و چوب میساختند که بدن کاملاً
پوشیده بود و نمایان نمیشد. با رضایت حضرت تابوت را ساختم و پارچهای بر
آن کشیدم. فاطمه(س) آن را پسندید و فرمود: خداوند تو را از آتش دوزخ حفظ
کند. مثل این را برای من بساز که اندام زن و مرد در آن تشخیص داده
نمیشود.(3)
انسان های باحیا نه تنها در پیشگاه پروردگار از انجام اعمال خلاف و
ناپسندپرهیز میکنند بلکه صحنه زندگی را محضر خدا میدانند و در بین
خانواده
و اجتماع به رعایت این ویژگی پایبندند. کسی که از خدا شرم نکند از دیگران
نیز حیا نمی کند. ابوصباح کنانی یکی از فقها و برجستگان مکتب امام باقر(ع)
میگوید: روزی به خانه حضرت رفتم و در زدم. کنیزی که تازه به حد بلوغ
رسیده بود در را باز کرد. با دست به سینه اش زدم و گفتم: به آقایت بگو
ابوصباح کنانی است و اجازه ورود می خواهد. ناگاه امام باقر(ع) با تندی صدا
زد: داخل شو ...! وقتی وارد شدم، قسم خوردم که از دست زدن به سینه کنیزک
قصد بدی نداشتم. خواستم بفهمم شما از کار من مطلع میشوید (تا بر ایمانم
افزوده گردد). امام فرمود: اگر فکر کنی که این دیوارها مانع دید ما میشود،
همان طور که مانع دید شما میشود، پس فرقی بین ما و شما نیست. سپس به جهت
اینکه حفظ حیا نکرده و بر سینه دخترک زده بودم فرمود: بپرهیز و دیگر مانند
این عمل را تکرار نکن.(4)
رفتارهای حاکی از حیا، برجسته ترین نکات زندگی پیامبر خدا(ص) و ائمه
معصومین(ع) می باشد. حضرت ابوطالب در وصف این حالات میگوید: هیچ گاه
پیامبر را برهنه ندیدم و هیچ کس او را در حال قضای حاجت ندید. پیامبر
اکرم(ص) فرمود: در کودکی چند بار اتفاقاتی برایم افتاد که احساس کردم نیروی
غیبی و مأمور درونی مراقب من است تا مرتکب بعضی کارها نشوم، از جمله اینکه
وقتی بچه بودم و با کودکان بازی میکردم، روزی یکی از بزرگان قریش
ساختمانی میساخت و کودکان بنا بر عادت کودکی سنگها را در دامن لباس
میریختند و لباس را بالا میزدند، به طوری که شرمگاهشان دیده میشد. من
هم یک سنگ در دامن گذاشتم. تا خواستم دامنم را بالا بزنم، گویی کسی با دست
زد و لباس مرا پایین انداخت. بار دیگر خواستم این کار را بکنم، که همین عمل
تکرار شد. فهمیدم نباید این کار را انجام دهم.(5)
ابهت و بزرگی اولیای دین در خیلی مواقع بر دل دوست و دشمن سایه شرم و
حیا افکنده و سبب شده اعمال آنها سنجیده تر و دقیقتر انجام گیرد. در
جلسهای که منصور دوانیقی به هدف هتک احترام کردن امام صادق(ع) ترتیب داده
بود، «قتاده» چهل مسئله مشکل تهیه کرد تا از امام بپرسد، شاید حضرت در پاسخ
ناتوان گردد، اما تا نظرش به امام افتاد از ابهت حضرت به لکنت افتاد و
پرسید: یابنرسولاللّه! آیا پنیر خوردن حلال است؟ امام تبسمی کرد و
فرمود: مسائل تو از این قبیل است؟ قتاده گفت: نه، من چهل سؤال مشکل تهیه
کرده بودم که از شما بپرسم، همه را از یاد بردم. امام فرمود: میدانی در
حضور چه کسی نشسته ای؟ نزد کسی که خداوند در باره اش فرمود: «در خانه هایی
(هستند) که خدا خواسته بلندرفعت باشند. شخصیت اجتماعی بالایی داشته و ابهت
آنها در دلها افتاده و موجب حیا گردد.» منابع مورد استفاده 1 ـ یوسف، آیات 33 ـ 32.
2 ـ قصص، آیات 26 ـ 25؛ تفسیر نمونه، ج16، ص64.
3 ـ کشف الغمه، ج2، ص67.
4 ـ همان، ص353.
5 ـ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ذیل خطبه 190.
» قسمتی از مقاله زهرا نساجی در نشریه پیام زن ، دی 1382، شماره 142 .
مطالب مرتبط: حیا از منظر قرآن کریم، تفسیر آیه 25 سوره قصص، تفسیر آیات 32 و 33 سوره یوسف، کلمات کلیدی: عفاف و حجاب از منظر قرآن، مصادیق حیا، عفت، پاکدامنی، حیا، قرآن، امتیاز به مطلب : حیا در نگاهدر قرآن کریم برای رعایت مصالح فردی و اجتماعی مردان و زنان، وظیفه
مشترکی وضع شده که مربوط به نگاه است. این تدبیر به تعدیل غریزه جنسی و حفظ
حیا و پاکدامنی کمک می نماید. خداوند در آیات 31 و 30 سوره نور از مردان و
زنان میخواهد که در برخورد با یکدیگر چشم ها را ببندند و سر را به زیر
اندازند، زیرا این کار برای پاک ماندن آنها لازم است. در آیات فوق، کلمه
«یغضوا» و «یغضضن» که خطاب به مردان و زنان است از ریشه لغوی «غضّ» به
معنای کاهش دادن نگاه گرفته شده است. عبارات «غض بصر»، «غض نظر» و «غض طرف»
در متون دینی اشاره به کم کردن نگاه دارد. کاهش در نگاه، حیا را به دنبال
دارد و اگر انسان این رفتار را انجام ندهد و چشم خویش را آزاد گذارد تا هر
شخصی و هر صحنه نادرستی را مشاهده کند، به دنبال نگاه، دل به انحراف کشیده
میشود که ممکن است خطرات و عوارض جبران ناپذیری را به وجود آورد. امام
صادق(ع) فرمود: «نگاه های پیاپی، شهوت را در دل میکارد و برای بیننده، فتنه
و لغزش گاه خواهد بود.»(1) در کلام قرآن و احادیث معصومین(ع) دستور عملی نسبت به نگاه داده شده و آن ترک نگاه حرام است که اولین فایده آن پاکدامنی و عفت میباشد. نگاه های آلوده ، سلامت و سعادت جامعه را تهدید
می کند و بر روابط معقول و مطلوب بین افراد اثرات نادرستی به جای
می گذارد. از این رو راهنمایان دین به زنان و مردان توصیه کرده اند به
نامحرم ننگرند و با چشمی دریده و ناسالم آرامش و امنیت را از انسان ها سلب
نکنند. امام صادق(ع) در این باره می فرماید: «با پدرانتان نیکی کنید تا به
شما پسرانتان نیکی کنند و از زنان چشم پوشی کنید (نسبت به زنان عفیف
باشید) تا مردم از زنانتان چشم بپوشند (در باره زنان شما عفت ورزند).»(2) منابع 1 ـ وسائل الشیعه، ج14، ص140.
2 ـ خصال شیخ صدوق، ص44، ح75.
قسمتی از مقاله زهرا نساجی در نشریه پیام زن ، دی 1382، شماره 142 .
مطالب مرتبط: حیا در قرآن، حیا از منظر قرآن کریم، ترجمه و تفسیر آیات 30 و 31 سوره نور، کلمات کلیدی: عفاف و حجاب از منظر قرآن، امتیاز به مطلب : قرآن و
حیاءاستحکام روابط جمعی و خانوادگی، بهره گیری شایسته از نیروهای کارآمد بر
پایه احکامی چون رعایت حجاب و عفاف، اصلاح روابط صحیح زن و مرد و کنترل
نگاه های حرام، جویبارهایی هستند که از کوهسار حیا سرچشمه می گیرند. تفاوت حیا با خوف، تقوا و خجالت محور بازدارندگی در حیا ، توجه به حضور ناظر محترم و بلند مرتبه و حفظ حرمت و حریم اوست. چنانکه پیامبر از این رهگذر به مسلمانان میفرمود: شرم کنید امروز از اینکه خداوند از تمام امور شما مطلع است. محور بازدارندگی در خوف، درک قدرت خداوند و ترس از مجازات اوست؛
چنانکه امام محمد باقر(علیهالسلام) میفرمایند: به اندازهی نزدیکی خدا
از او حیا کن و به اندازهی قدرتش از او بترس. محور بازدارندگی در تقوا گناه بودن و مورد غضب خدا قرار گرفتن است. حیا با خجالت یك فرق اساسی دارد و آن این است كه خجالت امری است اضطراری؛ یعنی فردی كه خجالت میكشد، در حقیقت ارادهی اینكه كاری بكند، از او سلب شده است. به عنوان مثال فردی كه از صحبت كردن در مقابل چند نفر خجالت میكشد، قدرت صحبت كردن ندارد. و این نه تنها ارزش نیست، بلكه ضد ارزش است و عامل ناتوانی فرد به حساب میآید. اما حیا اینگونه نیست. فرد میتواند صحبت كند، روحیه و قوت حرف زدن را دارد، اما شرم میكند كه در این جمع به خصوص از این نوع الفاظ استفاده كند و این شرم را به صورت ارادی و با كمال اختیار به خود تحمیل میكند. خجالت حالتی است که به خاطر اندوهی که به قلب میرسد، در چهره نمایان میشود؛ بهدلیل آنکه استدلالی از بین برود یا دچار شک و شبهه شود، یا آبروی او برود و در این حالت هیبت فرد دگرگون میشود. اما حیا یک نوع خودداری و مانع شدن است که ریشه در ارادهی انسان دارد و به روح او بر میگردد. «حیا مربوط به روح و ایمان است و خجالت مربوط به بدن و نفس» . مسائلی که در نفس و بدن پیش میآید، به اختیار ما نیست بلکه به طبیعت آنهاست، ولی روح و ایمان متعلق به اختیار هستند. این است كه حیا را به عنوان یك صفت ارزشی مطرح كردهاند. » در ادامه مطلب خواهید دید :مفهوم حیا ، حیا در روایات ، مرز حیا و کمرویی ، حیا و عفت مکمل یکدیگرند ، حیا و عفت در پوشش
ادامه مطلب مطالب مرتبط: حجاب و عفاف از منظر قرآن، حیا در قرآن، کلمات کلیدی: حیا از منظر قرآن، حیا در قرآن، حیا، تفاوت حیا و خجالت، عفاف و حجاب از منظر قرآن، امتیاز به مطلب : قرآن و حیاءدر قرآن کریم واژه حیّ و مشتقات آن بارها دیده می شود اما در مواردی به مفهوم حیا تصریح گردیده است. امام علی (ع) فرموده اند : «خردمندترین مردم، باحیاترین آنهاست.»(1) در سوره بقره می خوانیم: «خداوند شرم نمی کند از آن که به پشه (کوچک) و چیزی بزرگتر از آن (عنکبوت) مثال بزند.» در اینجا خداوند می خواهد در مقابل دشمنان و معاندان به منظور بیان حقایق به دفاع از حقیقت بپردازد و تأکید نماید برای فهم مطالب، ذکر تمثیل منعی ندارد و این گونه مثال ها هیچ گونه لطمه و خدشه ای به ساحت قدس پروردگار و کمالات نامتناهی او وارد نمی سازد. در جای دیگر خداوند طی حکمی به اطرافیان و اصحاب پیامبر(ص) می فرماید:
«چون به خانه پیامبر فرا خوانده شدید زودتر از زمان متداول نروید اما بعد
از خوردن غذا متفرق شوید و در حضور رسول به سرگرمی و گفتگو روی نیاورید
زیرا این امور، پیامبر را آزار میدهد ولی او از روی شرم سخنی نمیگوید ولی
خداوند از اینکه حقیقتی را برایتان بیان کند شرمی ندارد.»(2) محل سکونت پیامبر کانون وحی و رسالت است و گفتگوهای ملال آور برای
چنین شخص معنوی مزاحمت محسوب میگردد. قرآن دعوتشدگان به خانه پیامبر را
از چنین اموری منع می نماید. خصلت حیا در آیه 25 سوره قصص به صورت ملموس و کاربردی مطرح گردیده است
و خداوند میفرماید: «و جاءتْه إحدیهما تمشی علی اسْتحیاء قالتْ إنّ أبی
یدعوک؛ یکی از آن دو (دختران شعیب) که با کمال حیا راه میرفت باز آمد و [خطاب به موسی] گفت: پدرم تو را فرا خوانده است.» در این آیه برای نشان دادن حیای دختر شعیب، کلمه «استحیاء» به صورت
نکره آمده و منظور از آن تجلی عفت و نجابت در طرز راه رفتن و عینی شدن
حیاست. این دختران با وجود آنکه مجردند، مراقبند دور از چشم مردم رفت و آمد
داشته باشند و در عمل، حیا و عفت را به انسانها میآموزند. متذکر
گردیدهاند اگر خواهان آن هستیم که دلی وسوسه نشود و پای انسانی در سراشیبی
گناه نلغزد، در برابر نامحرم صرفا پوشش مناسب کفایت نمی کند و لازم است در
راه رفتن، تکلم نمودن و نگریستن، دقت و مراقبت لازم را به عمل آورد تا
طهارت روح و سلامتی نفس دچار مخاطره و انحراف نگردد. دختر شعیب علاوه بر
اینکه در راه رفتن خودنمایی و تبرج نشان نداد، به هنگام بیان مطالب به
ایجاز کلام و خلاصه گویی بسنده کرد و صرفا پیام پدر را به موسی رسانید. این
ویژگی درس بسیار خوبی برای پیروان قرآن خصوصا دختران می باشد. تفسیر آیه 25 سوره قصص 1- مزد كارگر را سریع و بلافاصله بپردازیم. (فجاءته) 2- رفت وآمد زن در بیرون خانه باید براساس حیا و عفّت باشد. (تمشى على استحیاء) (حیا، از برجسته ترین كمالات زن در قرآن مى باشد.) 3- در دعوت، مرد از مرد و زن از زن دعوت كند. (أنّ أبى یَدعوک) 4- بدون دعوت، خود را میهمان نكنیم. (أنّ أبى یدعوک) 5- كسى كه از دامن طاغوت بگریزد، به خانه پیامبر خدا میهمان مى شود. (أنّ أبى یدعوک) 6- پدر، باید از رفتار فرزندان خود آگاه باشد و در مقابل حركات آنان عكس العمل مناسب نشان دهد. (أنّ أبى یدعوک) (شعیب كه دید دخترانش زودتر از روزهاى دیگر آمده اند، علّت را پرسید و تصمیم به تشكّر از موسى گرفت.) 7- غریب نوازی، از صفات بارز پیامبران الهى است. (یدعوک) 8 - براى خدمات مردم، ارزش قائل شویم. (لیجزیک) 9- قصد قربت، با قدردانى دیگران منافاتى ندارد. (أجر ما سقیت) (حضرت موسى كار را براى رضاى خدا انجام داد، ولى حضرت شعیب با پرداخت مزد از زحمات او تقدیر كرد.) 10- حوادث را براى خبرگان و اهل تفسیر و تحلیل بازگو نماییم. (قصّ علیه القصص) 11- عاقبت اهل ایمان، نجات و رستگارى است. (نَجوتَ) 12- دعاى انبیا، مستجاب است. (نجوتَ) حضرت موسى دیروز دعا كرد: (ربّ نجّنى من القوم الظالمین) <21> ، امروز مى شنود: (لاتخف نجوت من القوم الظالمین) 13- در كنار اولیاى خدا بودن، خود یك نوع ایمنى و احساس امنیّت است. (نَجَوتَ)
منابع مورد استفاده در این نوشتار 1ـ غررالحکم، ج1، ص93. 2ـ احزاب، آیه 53. 3- تفسیر نور استاد قرائتی . 4- پیام زن ، دی 1382، شماره 142، زهرا نساجی .
مطالب مرتبط: عفاف و حجاب از منظر قرآن، تفسیر آیه 25 سوره قصص، کلمات کلیدی: حیا و قرآن، حیا در قرآن، عفاف و حجاب از منظر قرآن، امتیاز به مطلب : |
«بینات» آیینه قرآن است ؛ همان گونه که خداوند قرآن را هدی للناس قرار داد ، "بینات" نیز علاوه بر حفظ جنبه علمی ، مقالاتی کاربردی و قابل استفاده برای مخاطب عام و خاص ارائه نموده است بعون الله تعالی و علیه التکلان. انه ولی التوفیق
:. در این گروه ، پژوهش های قرآنی ، پاسخ سوالات از قرآن ، دانلود تلاوت و اذان ، اخبار قرآنی و ... ارائه می شود که به ایمیل شما ارسال می گردد .:
|